تمام دغدغه من از نوشتن این مطالب فقط و فقط تغییر روش تدریس آواز درتهران و ایران است تا سرانجام آواز اصیل ایرانی به جایگاه شایسته و والای خود بازگردد .
این رو اولش نوشتم که به قول معروف حرف آخر رو اولش زده باشم . اولا خیلی خوشحالم از این که لطف می کنید و نوشته های من رو می خونید و نظر خودتون رو راجع به آنها می نویسید . نظراتی که با وبلاگ های دیگه یه فرقی داره و فقط : مرسی خوب بود ! و عالی بود ! و .... از این حرفهای تکراری دیده نمیشه .
از همون اول که تصمیم گرفتم در مورد مرد بزرگی مثل آقای شجریان مطلب بنویسم می دونستم که برای خیلی ها سوءتفاهم به وجود میاد یا خیلی ها ناراحت می شوند یا حتی بعضی ها به روش های خشن تر متوسل می شوند ! البته خیلی ها هم منظور من رو متوجه شدند و تمام !
ببینید من اگر گفتم آقای شجریان الانه کارهاشون نسبت به قبل ضعیف شده بخاطر کوچک شمردن زحمات آقای شجریان نیست . بلکه واقعیتی که به چشم دارم می بینم . خیلی ها گفتند دلیلش کهولت سن و بیماری آقای شجریان است ولی من دلیلش رو علاوه بر این موارد ذکر شده ( یعنی این ها هم مزید بر علت هستند نه علت اصلی ) ضعف در مکتب آوازی به شیوه تهران می دانم که حتی من اصلا قبول ندارم تهران یک مکتب آوازی ( نه "سازی" روی کلمات دقت کنید ! ) منحصر برای خودش داشته باشد .
علاقه من به آقای شجریان بیشتر از همه شما و کسانی است که دارند این مطلب رو می خونند . چون من به واسطه آقای شجریان و دیدن و شنیدن کارهای ایشون بود که به آواز سنتی علاقه مند شدم . این رو هم می بینم که آقای شجریان بهترین خواننده آواز ایران از دیرباز تا کنون بوده است ... ولی ...
ولی این رو هم می بینم که آقای شجریان بهترین استاد و مدرس آواز نبوده و فرد موفقی در آموزش آواز نیست . خیلی ها گفتند همایون جانشین پدر و حتی سرتر از او خواهد شد ولی من از هم اکنون به شما میگم که اینگونه نخواهد شد و علت آن نبود ردیف مدون و اصولی در به اصطلاح مکتب تهران است .
امروز هر پدری که می خواهد بچه اش رو بفرسته کلاس آواز سنتی یا هر کسی می خواهد آواز رو شروع کنه به یادگرفتن " اول می گرده ببینه کجا میشه آقای شجریان رو پیدا کرد یا اگر نشد شاگردانش رو پیدا می کنه و بعد میره کلاس "
من می خوام این طرز تفکر رو تغییر بدم به همون علتی که : ۱- اولا بسیاری از این شاگردان استاد از اسم ایشون سواستفاده کردند و در حالی که هیچ چیز بلد نبودند و شاید گذرشون اتفاقی از خونه آقای شجریان رد شده باشه به تدریس آواز مشغول هستند و پول های خوبی به جیب مبارک زدند . از پول که بگذریم خیانت به هنر رو نمی دونم باید با چی مقایسه کنم . ( هرچند معتقدم باید با این افراد توسط آقای شجریان برخورد میشد نه اینکه بروند از همشون شکایت کنند ! حداقل می گفتند فلانی که از طرف من درس میده مورد تایید من نیست ... به هر حال ما این رو میگذاریم پای گرفتاری آقای شجریان و کمبود وقت ایشون ) ۲ - دوما آقای شجریان خود آواز رو به صورت مدون و نزد یک استاد مشخص فرا نگرفته اند که بخواهند یک ردیف خاصی از خود آموزش دهند . ردیف اون چیزی است که از قدیم دست نخورده و سینه به سینه به دست افراد رسیده باشد . آخه ردیف مکتب تهران که اینقدر دستخوش تغییرات و تحریف شده و ردیف طاهرزاده و کریمی و دوامی و ... هر کدام با هم تفاوت هایی دارند رو میشه یک ردیف واقعی و اصولی دانست ؟ خود آقای شجریان هم به این مطلب اذعان داشتند که روش یادگیری ایشون در آواز چگونه بوده و خودشون گفتند که از ردیف خاصی تبعیت نمی کنند .
پس باید به دنبال ردیف و مکتب اصولی گشت که دست نخورده و کامل از قدیم تا امروز باقی مانده باشد. مکتب اصفهان داری این ردیف با خصوصیات ذکر شده می باشد که توسط مرحوم سید رحیم در زمان قاجار گردآوری شده ( که این مکتب امروزی تهران با استادان مختلف ونداشتن یک مرجع برگرفته و تقلید شده از شاگردان مختلف سید رحیم بوده است ) و از قدیم تا به امروز توسط افراد لایق و امانتدار به دست ما رسیده است .
در آینده در مورد سید رحیم و شاگردان ایشان و کسانی که فوت کرده اند و افرادی که در قید حیات هستند و میراث دار این بزرگان می باشند مطلب خواهم نوشت . در انتها حرف آخر ... :
تمام دغدغه من از نوشتن این مطالب فقط و فقط تغییر روش تدریس آواز درتهران و ایران است تا سرانجام آواز اصیل ایرانی به جایگاه شایسته و والای خود بازگردد .
در سال های اولیه انتشار ( نه شروع آواز خواندن) کارهای آقای شجریان ، با کارهایی همچون بیداد ، آستان جانان ، نوا ، دستان و سر عشق که الحق والانصاف که بهترین کارهای آقای شجریان تا امروز بوده ، ایشان توانستند به محبوبیت و مقبولیتی بیش از پیش دست پیدا کنند و آواز و شعرهای ایشان بر لب های مردم زمزمه می شد .
ولی با به وجودآمدن اختلاف کاری ( وخانوادگی) با آقای مشکاتیان و جدا شدن ایشون از گروه هنری آقای شجریان ، متاسفانه سایه زیبایی و کامل بودن و درست خوانی از آواز آقای شجریا رخت بربست . در ادامه بعد از آلبوم هایی نه چندان مقبول ، دوباره جرقه ای در کار ایشان با اجرای سه کار سروچمان ، دل مجنون و پیام نسیم به وجود آمد . ولی بعد از آن به یکباره همه چیز تمام شد . دیگه کار جدید و نوعی از آقای شجریان ندیدیم . همه تکرا چندباره دستگاه شور و مشتقات آن ( دشتی و ابوعطا ) در آلبوم های مختلف و سیر نزولی در اجرای آواز ها .
در این چند ساله نیز ، با اجرای بسیار ضعیف در دستگاه راست پنجه گاه و نوا در همنوا با بم ، نقطه پایانی بر امیدهای من حداقل در آواز ایرانی بود . من در آخرین کنسرت ایشون در سال 84 در تالار وزارت کشور حضور داشتم ، واقعا کی می تونه از این اجرای ایشون و پسرشون دفاع کنه ؟ کدوم اصول آوازخوانی در این کارها رعایت شده بود ؟ به سلامتی هرسال که میگذره بر تعداد تصنیف ها در کارها افزوده و آواز ها هم کمتر اجرا میشه ! به هر حال ...
من تقصیر رو بر گردن آقای شجریان و دیگران به هیچ وجه نمی دونم ، چه اینکه چیزی که در اختیار ایشون قرار گرفته به این صورت بوده و مطالب ناقص از استادان قبلی به ایشان رسیده و منبع دیگری نداشتند که به آن اکتفا کنند . به نظر حقیر تمامی مشکلات آوازی ایران و افول موسیقی اصیل ایرانی در این برهه از زمان ، تنها نقص پایه ای مکتب تهران می باشد .
درباره مکتب تهران و مکاتب دیگر موسیقی در مطالب بعدی به طور مفصل تری خواهم نوشت . امیدوارم که هدف اصلی من از این نوشته ها برداشت شود و بحث مورد نظر به انحراف نرود .
یا حق ...
من می خوام امروز درباره کسی صحبت کنم که تا امروز زحمات زیادی برای سر پا ماندن موسیقی و آواز ایرانی کشیده ، و به راستی اگر ایشون نبود شاید موسیقی و آواز ایرانی جای خودش رو بعد از انقلاب به روضه و تعزیه می داد و برای همیشه اثری از این موسیقی در ایران نبود .
کسی که با وجود نداشتن استاد آنچنانی و با فراگیری درس ها و ردیف ها از روی صفحه های بنان و خواننده های قدیمی و با تلاش و پیگیری های بی وقفه و خودش ، با این طرف و آن طرف رفتن نزد استادان و از هرکدام مقداری فراگیری ، به جایگاه کنونی رسیده است .
بله آقای شجریان ؛ استاد آواز که به نظر من فقط در خواندن می توان این شاخص را قبل از نام ایشون استفاده کرد.
ببینید قبل از هر حرفی باید بگم والله من قصد خراب کردن ( خدای ناکرده ) و یا لوث کردن کارهای آقای شجریان را ندارم که اگر هم داشته باشم ، مطمئن باشید که موفق نخواهم شد .
قصد من فقط و فقط و فقط ارائه یک راهکار مناسب ، برای خارج کردن آواز از این وضعیت اسفناک هستم . که تنها با همفکری و کمک همه دوستداران آواز ایرانی ، میسر و قابل انجام است . وضعیت خراب آواز ایران جلوی چشم همه شما هست و می بینید که وقتی کاست های آقای شجریان و خواننده تازه کاری به نام بنیامین با هم وارد مغازه های فرهنگی می شوند کدومشون زودتر و با تعداد زیاد فروش میره و اون یکی نه تنها کم ، بلکه در این اواخر اصلا فروش نمیره !
شاید خودتون رو این گونه توجیه کنید : خوب معلومه ! آواز و موسیقی سنتی مخصوص یک عده خاص هست و عوام از اون استقبال نمی کنند . ولی واقعیت چیز دیگری است . چون در سالهای قبل که ( از همون اول انقلاب فرهنگی تا به امروز ) همواره قاچاق و واردکردن نوارهای به اصطلاح غیرمجاز و لس آنجلسی به ایران رایج بوده ولی در همان روزها نیز مردم گرایش به سمت موسیقی اصیل و نه سنتی ( چون موسیقی سنت ها نیست بلکه به اصل ما برمی گرده ! ) داشتند و با این موسیقی و تصنیف های قدیمی ارضای روحی می شدند و عاشق می شدند و لحظات تلخ و شیرین خود رو با آواز و موسیقی ایرانی سپری می کردند .
ولی به راستی چگونه شد که این ورق به تدریج ( و نه به یکباره ) برگشت ؟ مردم از این موسیقی روی برگداندند ؟