و اما توضیحات من :
در مورد بند 1 : ما که در کشورمان سیستم فروش محصولات فرهنگی دارای آنچنان نظام و سازمان مرتبی نیست که بتوان آمار دقیق فروش نوارها و سی دی های عرضه شده را درآورد . من هم که نمی توانم کار و زندگی را رها کنم بروم سر مغازه های نوار فروشی بایستم و به آمارگیری از فروش کاست ها و استناد به آن بپردازم . پس نه من و نه هیچکس دیگر نمی تواند آمار دقیق فروش محصولات را بدست آورده و با یکدیگر مقایسه کند. این را هم بگویم که مکان نوارفروشی اصلا مهم نیست. چون یک خواننده خوب و مردمی در همه قشری طرفداران مخصوص به خود را دارد. ولی شما می توانید به استدلال استقرایی بپردازید ( هر چند قابل استناد و کاملا علمی نیست )، مثلا ببینید در مورد آخرین کار ارایه شده از آقای شجریان ( همنوا با بم و جام تهی ) در فروشگاه ها چندبار و در چند نوبت توسط صاحب مغازه خریداری و به فروش رفته و کارهای بنیامین چندبار ؟! ( چه طنز تلخی) جدا خیلی واضح می توان این مطلب را دید. این هم واضح بوده که در اوایل انقلاب و تا سال های 76 و 77 هم استقبال مردم از موسیقی سنتی بیشتر بوده است ، حالا اگر شما می گویید نبوده ، من هم می گویم نبوده ! چون در این زمینه هم متاسفانه آماری در دست نیست . ولی ما و شما همه در اجتماع زندگی می کنیم و خیلی چیزها به راحتی قابل تشخیص است . اما این که گفتید تعدد و بیشتر و کم بودن طرفدار و مخاطب دلیل برای قبول و ردکردن نیست من هم با شما هم عقیده ام و اگر این معیار قضاوت من در نوشته ها برداشت شده ، من قبول اشتباه می کنم . ( هر چند که نیت من این نبوده است )
در مورد بند 2 : این که گفتید ارایه راهکار مناسب را پیدا نکردید ، در پاراگراف آخر مطلب آخر نوشته ام : پس باید به دنبال ردیف و مکتب اصولی گشت که دست نخورده و کامل از قدیم تا امروز باقی مانده باشد. مکتب اصفهان داری این ردیف با خصوصیات ذکر شده می باشد که توسط مرحوم سید رحیم در زمان قاجار گردآوری شده ( که این مکتب امروزی تهران با استادان مختلف ونداشتن یک مرجع برگرفته و تقلید شده از شاگردان مختلف سید رحیم بوده است ) و از قدیم تا به امروز توسط افراد لایق و امانتدار به دست ما رسیده است .در آینده در مورد سید رحیم و شاگردان ایشان و کسانی که فوت کرده اند و افرادی که در قید حیات هستند و میراث دار این بزرگان می باشند مطلب خواهم نوشت .
کمی صبر کنید دارم در مورد این شاگردان و امانتداران مکتب ، مطلب جمع آوری می کنم . امیدوارم با نوشتن آن مطالب شما و دیگران در جریان راهکار ارایه شده قرار بگیرید .
در مورد بند 3 : من اعتقاد دارم کسی که سال ها مشغول یادگیری بوده و مدارج آموزش را طی کرده و به جایگاهی رسیده که در معرض دید مردم قرار گرفته است ، نباید اشتباه کند . منظور من در محافل خصوصی نیست . بلکه بر روی صحنه و کارهایی که به بازار ارایه شده حق اشتباه ندارد . جرم نکرده اگر اشتباه کند ولی ... در ضمن یک یا چند اشتباه کوچک ایرادی ندارد ولی آقای شجریان در کارهای آخری ... همچنین بگویم که من به استاد بودن آقای شجریان اعتقادی ندارم ( شاید بگویید به جهنم ... مگر تو کی هستی که قبول داشته باشی یا نه ! ) که اگر داشتم برای یادگیری آواز نزد ایشان می رفتم . اگر هم ببینید گفتم نظر من در مورد آقای شجریان نه استاد شجریان ! و این به خاطر احترام به دوستداران چشم و گوش بسته و بی قید شرط ایشان است که خدایی ناکرده فکر نکنند که من با ایشان خصومتی دارم . هر چند خیلی ها باور نمی کنند! ( راستش اولش ترسیدم بگم ، شما باعث شدی من بگم !! ) .
در مورد بند 4 : اتفاقا در مورد شاگردان آقای شجریان و سود جویی بسیاری از ایشان ، همین جا وقت آن بود که بگویم که دیگر باید دوران این افراد در موسیقی تمام شود . من نمی دانم شما در جریان این آقایان و کارهایی که می کنند قرار دارید یا خیر ؟ اما من هستم و می بینم و می شنوم که چه افرادی چه پول هایی که به جیب نزدند و با گرفتن پول های آنچنانی از مردم جیب آنها را خالی کرده و حرمت آواز ایرانی را شکستند. بیایید ببینید که چه کسانی بعد از سال ها کارکردن در زمینه آواز در نزد این به ظاهر استادان به کلاس های مکتب ما آمدند و گریستند و از هدر رفتن عمر و پول خود افسوس می خوردند . من از گفتن اسم های ایشان هیچ واهمه ای ندارم و اینجا هم می گویم ( هر چند شاید از نظر شما کودکانه و بزرگ بینانه و شاید احمقانه! به نظر برسد ) تمامی کلاس های آواز ایشان ( که بیشتر شبیه دکان و بقالی می باشد تا کلاس ) در آینده بسته خواهد شد. خیلی حماسی شد. نه ؟! ولی در این مورد هم صبر کنید و ببینید که من خود شما را هم خبر می کنم و با هم به این کلاس ها رفته و مزد خیانت های آنها را می دهیم .
در مورد بند 5 : این که چه ربطی داره به نظر من و باید در مقاله دیگری بیان میشد : من هم قبول دارم و اشتباه کردم . حق با شماست باید جای دیگری این حرف را مطرح می کردم . اما مقایسه ای که کردید اصلا درست نبود : فیزیک با آواز !! برای اینکه مرجع مطالب فیزیک در همه کتاب ها یکی است یعنی نمی شود در یک کتاب فرمول نیرو را چیز دیگری جز F=ma بنویسند . ولی در آواز فرمول های آواز هر مکتب و تدریس آن با همدیگر متفاوت و کاملا با یکدیگر اختلاف دارند . مثلا در مکتب اصفهان آواز بیات ترک مشتق از دستگاه ماهور است ولی در مکتب تهران مشتق از دستگاه شور !!
در مورد بند 6: راستش من خیلی وقت است که لی لی پوت نخوردم !! ولی جدا از شوخی من استدلال کردم به ضعف مکتب تهران و در آینده هم شما خودتان اولین نفر به یاد حرف های من می افتید . در ضمن در مورد کارهای آقای همایون کدام بارقه ؟ نکند شما تصنیف های ایشان را می گویید ؟! یادتون نرود که بحث آواز اصیل ایرانی است نه تصنیف که الان چیزی که زیاده تصنیف خوان ! آقای همایون اغلب کارهای قابل قبول ایشان شامل تصنیفه و کارهای آوازشون زیاد قوی نیست .
در مورد بند 7 : اگر می بینید چندتا از کارهای ایشان از نظر من و خیلی از افراد متمایز و متفاوت است به دلیل حضور افراد برجسته و صاحب سبک در کنار ایشان است . از جمله استاد مشکاتیان ، شاید بگویید ایشان استاد در مکتب تهران هستند ولی باید بگویم که مکتب آوازی با مکتب سازی دو بحث جداست که من هیچ نظری روی مکاتب سازی ندارم چون اطلاعی از چند و چون آن ندارم . یا استاد لطفی که برترین کار شجریان از نظر من یعنی « به یاد عارف » با همراهی ایشان ساخته شده است.
در مورد بند 8 : در این مورد هم من حق را به شما میدهم : من باید اول درباره مکتب و تفاوت های آن مطالبم را می نوشتم و بعد به بحث در این زمینه ها می پداختم ولی حالا هم دیر نشده اگر کمی صبر کنید تمام مطالب را موشکافانه تا جای ممکن برای شما و دیگران توضیح خواهم داد .
در مورد بند 9: چشم! از این به بعد سعی می کنم تا کاملا با استدلال و دلیل در مورد کوچکترین موارد نظر بدهم .
در مورد بند 10 و خلاصه مطلب :
من از تو روی نپیچم ، گرم بیازاری که خوش بود ز عزیزان ، تحمل خواری
یکی از دوستان نزدیک ما به نام م.بیدار که واقعا بی تعارف باید بگویم صاحب نثر و قلمی روان و زیبا هستند ، از وبلاگ شب نوشته ها قدم رنجه فرمودند و به وبلاگ من سر زدند و نوشته های اینجانب را دارای کم و کاستی هایی دیدند ( که 100% بی اشکال که نیست ، پر از اشکال هم هست ) و نکاتی را فرمودند . من ابتدا یک خواهش داشتم و آن هم اینست که : لطفا در صورت منت بر من نهادن و نظر دادن، صحبت ها و نوشته های خود را بر من نشمارید . چون اصولا شمردن حرف ها به همدیگر لحن و حالت دعواکردن رو به خودش می گیرد که من در مورد نظر خانم میترا از وبلاگ بوسلیک دچار همین سوءتفاهم شدم. من در اینجا ابتدا نوشته های دوست خوبم را برای شما می گذارم و سپس در قسمت بعدی به توضیح و جواب در مورد نوشته ها می پردازم :
گفتم این قسمت پایانی مزاحم شما و دوستان شوم که اگر چیزی گفتم به قول علما عقبه نداشته باشد و به سلامت از این مهلکه جان سالم بدر برم ، و اما چند نکته:
1- استدلال شما در مورد استقبال توده مردم از کارهای آقای بنیامین نسبت به آقای شجریان ، بنا به موارد زیر استدلال محکم و درستی نیست:
1-1- کدام آمار و ارقام چنین موضوعی را تایید می کند؟ منظور من از وارد آورن چنین خرده ای این است که شما بدانید که در بحثی تحلیلی ما مجاز نیستیم که به تصورات خود جنبه ای فراگیر دهیم مگر با عدد ورقم .
2-1 - آیا در نگاه آماری شما ، منطقه ای که نوارفروشی فرضی شما در آن واقع شده از نظر سطح فرهنگی مورد ارزیابی قرار گرفته است؟ چه تعداد نوار از هریک و به چه اشخاصی و در چه رده سنی وسطح سوادی فروخته شده؟
3-1 - استدلال شما در مورد اینکه پیش از این استقبال مردم از موسیقی جدی بیشتر بوده نیز ضمن تناقض با فرمایشات قبلی فاقد نمونه آماری و استدلال روشن است.
4-1- حتماً می دانید که تعداد بازدید از سایت هایی که در مورد ازدواج موقت می نویسند بسیار بیشتر از تعداد بازدید از سایت های فرهنگی چون سایت شما وسایر دوستان است . آیا بنا به این واقعیت ما باید شما را که راه درست را برگزیده اید سرزنش کنیم؟ تابلو های شمع وگل و پروانه و یا دخترک گریانی که چشم به آسمان دوخته و در پشت شیشه مینی بوس ها به وفور قابل رویت است بسیار بیشتر از تابلوهای ونگوک ها و پیکاسو ها طرفدار دارند. آیا این دلایل برای رد وقبول کافی است؟
2- شما فرموده اید که قصد شما از ارایه این مطلب "ارایه یک راهکار مناسب" است ؛ اما من هر چه مقاله شما را زیر و رو کردم چنین راهکاری را نیافتم.
- هرکسی ممکن است اشتباه کند ؛ آوازه خوان هم ممکن است خارج بخواند؟ آیا جرمی مرتکب شده؟ شما همین چندسطر پیش به دفعات بر استادی ایشان به ویژه در آوازه خوانی صحه گذاردید ؛ چگونه است که خارج خواندنی را مبنای استدلال کلی خود برای بروز ضعف در کار یک استاد قرار داده اید. اگر چه بنده اعتقادی به نظر شما ندارم . شما بهتر بود به عنوان سند و مدرک قبل از تهیه مطلب نسبت به آماده سازی فیلم مورد نظر مبادرت می ورزدید تا همگان به همراه خواندن متن حضرتعالی به عینه "فالش"خواندن را ببینند. گو اینکه حتی در صورت صحت نظر شما باز هم دلیل و برهان بسیار ضعیف ودر حد پیراهن عثمان است. برآیند آثار یک هنرمند است که از او چهره ای موفق یا ناموفق می سازد. من و شما حق نداریم با ملاک قراردادن برشی از فعالیت شخصی به عنوان جز ؛ کل شخصیت فرد را زیر سوال بریم . اگر شما قبول دارید که آقای شجریان استاد آواز است دلیلی ندارد که لغزش های ایشان را مبنای تحلیل خود قرار دهید. هرگاه کسی ادعا کرد که ایشان از امامان معصوم است می توان از لغزش ها سخن به میان آورد ویا اگر تصمیم گرفتید مقاله ای تحت عنوان "امکان لغزش های یک استاد" بنگارید می توانید از چنین احتجاجاتی نیز بهره برید.
4- شما در مقاله کوتاهی سعی در برآورده نمودن آرزوهای بزرگی دارید ؛ از جمله اینکه می خواهید کاری کنید که مردم فرزندان خود را نزد کسانی که ادعا دارند شاگرد آقای شجریان بوده اند نفرستنند. آیا فکر می کنید با این مقاله در کار خود موفق شده واز تقلب سود جویان جلوگیری می کنید؟ اگر چنین اعتقادی ندارید ؛ چرا مبادرت به کار بی فرجام می نمایید ؟ جای چنین نکته ای هر جا باشد ، اینجا نیست زیرا قرار است که شما در این جا نظر خود را درباره آقای شجریان بگویید ونه سودجویانی که از نام ایشان سواستفاده می کنند. شاید منظورتان این است که آقای شجریان به نحوی دستشان با این آقایان در یک کاسه است؟ آیا واقعاً چنین می اندیشید؟
5- آرزوی بزرگ دیگر شما که از آن یاد نموده اید " تغییر روش تدریس آواز" است . اولا این موضوع چه دخلی به نظر شما درمورد آقای شجریان دارد؟ این چنین خواسته ای می توانست تحت عنوان مقاله دیگری طرح و مورد بررسی قرارگیرد . ثانیا"مگر مکاتب مختلف ارتباطی با روش تدریس دارد؟ فیزیک ، فیزیک است ؛ چه آن را من به شما درس دهم ؛چه آلبرت آینشتن . در ماهیت فیزیک اتفاقی نیفتاده اما تدریس من کجا و اینشتن کجا؟ (منظورم این است که روش تدریس من بهتراست!)
6- شما خیلی زود و بدون استدلال قابل قبولی مبادرت به پیش داوری نموده اید و فرموده اید که آقای همایون در ادامه راه پدر موفق نخواهد بود. این استدلال اندکی لی لی پوتی است . چون حداقل در همین چند آلبومی که از ایشان منتشر شده می توان بارقه های امید را به وضوح دید.
7- شما ضعف فعلی آقای شجریان را در مکتب تهران دانسته اید ، سوال من این است که آیا کارهای موفق قبلی ایشان که شما از آن نام برده اید در قالب اصفهان بوده است ؟ ویا در مکتب تهران نبوده است ؟ اگر اشکال از مکاتب است ، چگونه آقای شجریان استاد است؟ آیا ایشان به خوب وبد مکاتب وقوف ندارند؟ اگر نداشته باشند ،می توانند استاد باشند؟به یاد داشته باشید که این من نیستم که ایشان را استاد می خوانم بلکه شما هستید.
8- خوب بود پیش از ورود به این بحث به طور مفصل ومبسوط در مورد مکاتب و مزایا و معایب آن می نوشتید تا توجه شما به مکتبی و رد مکتب دیگر منوط به وعده های آتی نگردد. متاسفانه مهمترین دلیلی که آورده اید خود در پس پرده ابهام است و مشخص نیست که شما چه از مکتب اصفهان دیده اید که در مکتب تهران وجود ندارد؟ گو اینکه از نظر حقیر مکاتب قالبی بیش نیستند و ارزش هنرمندانه آواز در رعایت قالب مکاتب نیست .شاید بتوان به لحاظ فنی ارزشی برای مکاتب به عنوان ابزار ودستمایه قایل شد اما به هیچ رو نمی توان آنها را معیار ارزیابی هنری و زیبای شناختی قرار داد. هنر برتر از آن است که در قالب ها بگنجد.
9- شما از کجا می دانید که علاقه من ویا دیگران نسبت به آقای شجریان چه مقدار است که علاقه خود نسبت به ایشان را فراتر از علاقه دیگران می پندارید. منظورم از این سوال یادآوری این نکته است که مباحثی را که آغاز نموده وپی می گیریم باید مبتنی به دلایل و مستندات بسیار محکمی باشد تا در دل و جان مخاطب کارگر افتد .
10- گفتم حال که تا نه نوشتیم ، همینطوری یک ده هم اضافه کنیم شاید قالب چشم گیرتر شود .
شادوسرافرازباشید/خداحافظ
