در میان آواز و گوشه های ردیف دستگاهی ایران ، بسیاری از گوشه ها دارای اصالتی کهن و دیرینه می باشند که ساختار آنها تا به امروز حفظ شده و شامل ملودی هایی قدیمی از شهر ها و اقوام محلی ایرانی هستند ... یکی از این گوشه ها ، آواز شوشتری است.
شوشتری گوشه ای از دستگاه همایون است. دستگاه همایون یکی از بزرگترین دستگاه ها می باشد و بسیار زیبا و دلنشین می باشد. استاد خالقی درباره دستگاه همایون می گوید : گاه فریادی سخت از دل داغدار برمی کشد و با هر ناله ای اشک از دیده می فشاند ولی به زودی طرز کلام را عوض می کند و پند صبوری می دهد و سرشک از رخ مستمعین خود می شوید و قلوب افسرده و پریش را تسلیت و آرامش می بخشد ... (نظری به موسیقی_جلد دوم). همایون دارای گوشه های متنوع و در بسیار مهم در موسیقی اصیل ایرانی است از جمله : درآمد - چکاوک - بیداد - موالیان - بختیاری - شوشتری و ...
مایه شوشتری با نوازندگی سه تار استاد سعید هرمزی
گوشه شوشتری در دانگ بالای دستگاه همایون قرار دارد و گوشه بختیاری نیز ، ترکیبی از مشخصه های مقامی شوشتری با همایون می باشد و به طور کلی سه گوشه شوشتری ، بختیاری و منصوری در فضای اوج دستگاه همایون قرار دارند. استاد وزیری در کتاب آواز شناسی خود آورده است که : شوشتری عینا مثل ابوعطا است ولی با این تفاوت که به جای سی بمل در آواز ابوعطا ، از سی بکار استفاده می شود و اغلب از تاثیر غم روی سی بکار ناله خفیفی داده می شود.
آواز شوشتری با صدای استاد حسین طاهرزاده و نوازندگی استاد برومند
شوشتری دارای گستردگی وسیعی از لحاظ مقامی است و تصنیف ها و آوازهای بسیاری در پرده شوشتری ساخته شده است. استاد عباس کاظمی خاطره ای را از استاد یاوری برای یکی از شاگردان خود نقل کرده اند که : روزی استاد یاوری در باغ خویش ، با ساز " نی " برای یکی از اساتید همدوره خود ، چندین و چند گوشه مختلف و متفاوت را در مقام شوشتری اجرا نمودند که متاسفانه بسیاری از آنها در دسترس ما نیست.
تکنوازی نی و آواز استاد حسین یاوری در مایه شوشتری

شهر شوشتر در میان مسیرهای رودخانه کارون
شوشتری
برگرفته از ملودی های محلی شوشتر و نواحی اطراف آن است. شوشتر بنا به گفته تاریخ نویسان از جمله حمزه اصفهانی، عربیشده شوشتر، تشتر (تستر) به معنی خوبتر است و چون شهر شوش رو به ویرانی میرفت، در شش فرسنگی بنا شد که خوشآبوهواتر و حاصلخیز از شوش بود و آن را شوشتر یعنی از شوش بهتر نامیدند. مستوفی در نزهت القلوب میگوید: که شوشتر را شش دروازهاست ازاینرو برخی اصل واژه شوشتر را ششدر احتمال دادند. از شوش به شوشتر و از خوب به خوبترمیرسیم. شوشتر از شهرستانهای استان خوزستان و از طرف مشرق به مسجد سلیمان و از طرف مغرب به دزفول و شوش واز طرف جنوب به اهوازوازطرف شمال به دزفول وکوههای بختیاری محدوداست.این شهرازقرن ششم هجری که اهواز رو به انحطاط رفت مرکزخوزستان شدوتااواخردوره ی قاجاریه مرکزیت خودراحفظ کرد. شوشتر در گویش و اصطلاحات محلی به شهر «چهل پیر» معروف است. زیرا در آن بقاع متبرکه، امامزادهها و مساجد و تکیههای بسیار به چشم میخورد. شوشتر را هیدالو نیز نامیده اند.
بافت قدیمی شهر شوشتر
« " شوشتر " فشرده اي است از ايران بزرگ، شهري در ميان ابرهاي اسطوره و نيز در روشناي تاريخ، با صبحدمي كه شهره آفاق است. تاريخ اين سرزمين را بايد از لابلاي كتابهاي كهن، سفالهاي شكسته و بنا هاي ويران گشته فراهم آورد و آن را از ابهام اساطير بيرون كشيد. شوشتر با كوچه هاي چندين هزار ساله اش هر كدام برگي زرين است از تاريخ كهن ايران، كه بي شك توجه به اين ديار فراموش شده در ايضاح زواياي تاريك تاريخ ميهن ما تأثيري شگرف دارد. اين كوچه ها خاطره سهل ابن عبدالله تستري، قاضي نورالله شوشتري، ملا فتح الله وفايي، علامه شيخ شوشتري را به ياد دارند. همچنان كه پيروزي ايران در جنگ با روم، حملات مشعشعيان، ظهور مهديت كاذب، خدعه صفي ميرزاي دروغين، ظلم نادر و لگد كوب شدن توسط سم ستوران ظالمين را هرگز از ياد نخواهند برد. شوشتر زبان گوياي تاريخي كهن و سخنگوي بازمانده هاي گرانبهايي است كه از دل خاك بيرون كشيده مي شوند، يا در دل سنگها و كوهها يافت مي گردند، و در شمار پرمعناترين آثار بجاي مانده از ايران كهن هستند. »
تصنیف شوشتری :
هر چه داُرم سى (برای) تُو دارُم دِگه (ديگر) نمبرم گمون (گمان)
هَمنَه (همه را) خرج تُو کُردم (کردم) سرِ قِباله حمُوم (حمام)
هر چه دارم سى تو دارم عزيز خونمى (خانه منی)
از گلالت (سر زلفت) کل بچينم تو بِنى (بنه) روزونمى (گل رازیانه منی)
قربوِن جيبت مو بايم (من باشم) اشرفى بِمنش (ميانش هست)
اشرفى گوشه نداره ريگشون (روگشای) زونت (زنت است)
