شاید این سوال کمی مبهم باشد و مفهوم آن نیاز به توضیح بیشتر ، داشته باشد ؛ از زمانی که فردی مشغول به خواندن آواز شده ، شخصی نیز در کنار او نشسته و هر آنچه که خواننده اجرا و سوال کرده ، نوازنده نیز همراهی و پاسخ می دهد. در این میان از گذشته تا به امروز که در زمان ها و مکان های مختلف ، سازهای مختلفی نیز در اولویت و اهمیت بیشتری قرار داشتند ، بدین سبب مورد استفاده قرار می گرفتند. سازهایی مانند نی ، تار ، سنتور ، سه تار ، پیانو ، ویلن و کمانچه و ... و در موسیقی های محلی و نواحی سازهایی از قبیل دوتار ، تنبور و نی انبان و نی جفتی و ...
مقام صنم جان با آواز و جواب آواز دوتار محمد رضا اسحاقی
اما برای من به عنوان یک شنونده ، همیشه این سوال به وجود آمده که کدامیک از این سازها مناسب ترین ، برای جواب آواز است ؟ شاید عده ای ، طرح این سوال را نابجا دانسته و بگویند متناسب با هر آواز و دستگاه ، ساز خاصی انتخاب می شود و یا شرایط زمانی و مکانی در انتخاب آن برای خواننده نقش دارد. اما به نظر من مهمترین عامل برای جواب آواز نوع سازی است که مورد استفاده قرار می گیرد ، ساز ها به چند دسته تقسیم می شوند : یکی سازهای زهی و زخمه ای مانند تار ، سنتور و سه تار و ... دیگری سازهای کششی و آرشه ای مانند نی ، ویلن و کمانچه و ...
ما در آواز اصیل ایرانی از حلق نیز به عنوان یک ساز برای جواب آواز استفاده می کنیم و تحریرهای متنوعی را در جواب آواز به وسیله حلق ایجاد می کنیم. به نظر من سازی که بتواند بیشترین شباهت را با حلق انسان داشته باشد ، بهترین ساز برای جواب آواز است. همانطور که می دانید صدای ما ، کششی است و به راحتی می توانیم انواع نت ها با ارزش زمانی متفاوت را بیان کنیم ولی ساز هایی مانند تار و سنتور این قابلیت را ندارند و برای نت های سیاه ، سفید و گرد ملزم به استفاده از تکنیک مضراب ریز هستند که این توالی سرعتی یک نت ، حکم همان کشش ها را دارد. البته نمی توان گفت که چون صدای انسان مقطع نیست و صدای این ساز ها مقطع ، این سازها قابلیت جواب آواز کامل و زیبا را ندارند ، کما اینکه بسیاری از جواب آواز ها با تار و سنتور بسیار زیباتر و کامل تر از سازهای کششی مثل ویلن و کمانچه است و حتی همین تفاوت در صدای ساز و آواز باعث ایجاد یک هارمونی خاص در موسیقی شده است.
دستگاه نوا با صدای محمدرضا شجریان و جواب آواز استاد علی اصغر بهاری
اما شاید ساز هایی که شباهت بیشتری به آواز دارند ، قابلیت بیشتری نیز در جواب آواز داشته باشند. در بین ساز های کششی مانند ویلن ، کمانچه و نی و ... من به شخصه ویلن را نمی پسندم زیرا که جنس صدای این ساز را به هیچ وجه متناسب برای موسیقی ایرانی و آواز اصیل ایرانی نمی دانم. ویلن سازی است بسیار قوی که در موسیقی غربی و ارکسترهای مختلف حرف اول را در میان سازهای دیگر می زند ، ولی دارای لحن مناسب برای آوازها و دستگاه های موسیقی ما نیست و شاید مقایسه صدای کمانچه و ویلن این تفاوت در جنس صدا را برای ما آشکار تر نشان دهد. در این میان ساز نی یکی از قویترین سازهایی است که در جواب آواز می تواند مورد استفاده قرار گیرد. درباره نی و ویژگی های آن می توانید به مطلب قبلی : نی ؛ سازی محدود با ویژگی هایی نا محدود مراجعه کنید.
دشتستانی با صدای استاد دادبه و جواب آواز نی استاد محمد موسوی
البته شاید بتوان برای بعضی از دستگاه ها و آواز ها ساز خاصی را برای جواب آواز بهترین نامید مثلا برای بیات اصفهان ، پیانو و یا برای آواز دشتی ، نی. اما در حالت کلی ، به نظر من سازهای کششی مانند نی و کمانچه بیشترین توانایی را برای جواب آواز در موسیقی اصیل ایرانی دارند. و در میان سازهای زخمه ای مانند تار و سه تار نوازنده و سبک آن تاثیر بسزایی در تاثیر آن بر شنونده دارد و شاید در حالت کلی تر نتوانیم جواب این سوال را بدهیم که کدام ساز مناسب ترین برای جواب آواز است ؟ زیرا که برای جواب آواز نیز تعریف ثابتی وجود ندارد. برخی از اساتید معتقدند که باید عین کار خواننده را مو به مو نواخت و اجرا کرد و عده ای دیگر نیز به نوآوری و فقط هماهنگی با آواز ، معتقدند و به نظر آنها مهم اين است كه بتواني خواننده را با جوابت يك مرحله بالاتر ببري و كمك كني تا حسي در او ايجاد شود كه جملهاي زيباتر بسازد يا به عبارتي كار را به اوج برساني. اما من از ۲ نظریه بالا ، اولی را که سبک قدیمی تری می باشد ، بیشتر می پسندم و کار اساتیدی مثل شهناز و لطفی و بهاری را نسبت به دیگر اساتید ترجیح می دهم.
******
در مورد سبک های نوازندگی تار و جواب آواز نوشته ای از داریوش طلایی را در اینجا قرار می دهم :
1 - كلاسيك :ميرزا عبدالله، آقا حسينقلي، درويش خان، شهنازي و . . .
از سازي استفاده مي شود كه طنين زيادي ندارد. ريز ( توالي مضرابهاي چپ و راست ) به صورت سريع است. بيشتر ريزها به صورت تك- ريز ( ابتدا يك ضربه تك به همراه كمي سكوت و سپس ريز ) مي باشد كه توالي تك- ريزها به گونه اي است كه انتهاي ريز به ابتـداي تك مي چسبد و حالت استمرار و تداوم دارد. سكوت كم است مگر در انتهاي جملات. فضاي خالي نغمات با واخوان بر روي سيمهاي زرد پر مي شود. اگر ساز پر طنين باشد اين واخوانها مشكل ساز مي نمايد. گردش نغمات در محدوده ي دانگ است و به صورت پلكاني بالا مي رود و از پرش و جابجايي استفاده نمي شود. چهار مضرابها در محدوده ي گوشه ها و در ابتداي برخي از آنها مثلاً در سه گاه در شروع زابل و . . . اجرا، و با ضرب همراهي نمي شود ولي سريع است. زمانبندي به گونه اي است كه به غير از مكث هاي آخر جملات، نغمات به هم متصل هستند. اوزان عروضي در جملات حضور دارند. جواب آواز خيلي نزديك به آواز است. توالي اجرا به اين گونه است كه ابتدا چهار مضراب و سپس گوشه ها در ادامه تصنيف كه با ضرب همراهي مي شود و در آخر رنگ كوتاه.
2 - مدرن :
مكتب وزيري
از سازي استفاده مي شود كه اكوي زياد ندارد ولي پرقدرت و از لحاظ صدادهي يكنواخت است. در اجراي ريزها ديدگاه غربي حاكم است ( تِرِمولو ) چپ و راستهاي سريع و يكنواخت و بدون تك-ريز. وزيري براي ثبت اين حالت نيز از علامت T استفاده كرده كه نشان از آگاهي و قصد او در انجام اين كار دارد. وجود نوانس ( قوي و ضعيف شدن ريزها ). تك ها مستقل از ريزها هستند. دراين شيوه درّاب ( تكنيكي به صورت سه نت پياپي و سريع ) ديده نمي شود مگر به ندرت. از تركيب تك-ريز و دراب استفاده نمي شود. نت ها منفصل از هم بوده، پرش زياد و دامنه ي ملودي خارج از محدوده ي دانگ است. از پاساژ و آرپژ زياد استفاده مي شود. موسيقي غربي حضور دارد. سئوال و جواب در زير و بم زياد است. از سيم بم براي ملودي نوازي استفاده مي شود. ارتباط كمتري با موسيقي آوازي دارد، و اوزان عروضي حضور ندارند. از غلت هاي آواز فقط چند نوع ساده و به صورت منقطع وجود دارد. از چند صدايي به شيوه ي موسيقي غربي استفاده مي شود. زمانبندي سريع است و تكنيك نمايي مهم است ( يعني نوازنده نشـان بدهد كه از لحاظ تكنيـكي قوي است! ). از رديف پيروي نمي شود. با وجود آشنايي با ظرايف رديف بدون پرداختن به آن، حالت موسيقي ايراني را القا مي كند ولي در شاگردان وزيري اين جنبه ديده نمي شود. تكنوازي ها از قطعات آوازي و با وزن آزاد شروع مي شود و در ادامه از قطعات ساخته شده استفاده مي شود. از ديگر مشخصه ها شروع نغمات از پرده هاي نامتعارف است. از ضرب در همراهي قطعات استفاده نمي شود و جواب آواز هم به معنايي وجود ندارد.
3 - رمانتيك ( تغزلي ) :
مجد، شهناز، شريف و . . .
از ساز پر طنين استفاده مي شود و حتي با اكو و كوك هاي خاص، طنين ساز تشديد مي شود . از نزديك زدن مضرابها به هم اجتناب مي شود و مضرابها به صورت متوالي استفاده نمي شود. اصطلاحاً كم ريز است و ريزهاي طولاني ندارد. از درّاب استفاده مي شود. به دنبال كيفيت و خوش نوايي صداست و تأكيد به افكت ها و مالش ها روي دسته ي ساز دارد. از ديگر مشخصه هاي اين شيوه جابجايي مضراب در جلو ساز و نزديك و دور كردن به خرك براي ايجاد صداي خشك و تو دماغي، و نيز مضراب چپ زدن با سكوتهاي مياني نسبتاً طولاني مي باشد. سئوال و جواب در بم و زير صورت مي گيرد ولي به مانند سبك وزيري سريع نيست. جمله بندي ها معمولاً ساده و كم پيچ و خم بوده و فقط از گوشه هاي اصلي رديف استفاده مي گردد. از چهار مضراب هاي رنگ گونه و طولاني استفاده مي شود. زمانبندي كند است. تأكيد بر نمايش تكنيكي نمي شود. تكيه بسيار بر بداهه نوازي دارد. مبتني بر موسيقي دستگاهي است ولي بيشتر از فضاي مودال دستگاه استفاده مي شود. اغلب اجرا به همراه ضرب است.
