عباس کاظمی اصفهانی تا پیش از آن که سکته ، رسایی زبانش را بند بیاورد و خانه نشین اش کند ، نانوا بود ! اگرچه از ۴ صبح تا ساعت ۲ بعد از ظهر ، ۳ دور چونه می گرفت ؛ ولی در آن حال ، به قول قدما هجده هزار عالم از موسیقی در وجود او می گشت و می نواخت. کاظمی نوازنده نی ، ردیف دان و مدرس آواز بود. او بعد از ساعت ۱۴ با دوچرخه ، استاد نی حسین یاوری را از منزلش به باغی می برد - که یکی از دوستداران موسیقی جهت پیشرفت کار هنری ایشان هدیه اش کرده بود - تا ساعت ۷ شب ، کاظمی با آموزش نی و آواز ، جانش را غنی می کرد سپس استاد یاوری را با همان دوچرخه به منزل می رساند ؛ در حالی که بین راه همان مردمی که همیشه در همه جای تاریخ زندگی هنرورزان و بزرگان حضور دارند ! به او اهانت می کردند و نابینایی چشم هایش را به رخ اش کشیده ، از او - به سخره - می خواستند برایشان نی بزند ! کاظمی هم بسیار متغیر می شد ( و باقی ماجرا ) .

محمدرضا شجریان و استاد عباس کاظمی در خانه استاد در اصفهان
سپس دوچرخه کاظمی تا مسجد چهارباغ رکاب می زد تا میرزا علی قاری را از آنجا به منزلش برساند. ساعت که یک نیمه شب می شد کاظمی آموخته هایش را ( نزد یاوری ) از نظر قاری گذرانده و تحریرها را تصحیح کرده یا به صحت شان اطمینان حاصل کرده بود. این جهان دشوار آموختگاری ، تا ۲۰ سال ادامه داشت. بعد ها شیوه نوازندگی استادانه حسن کسایی و نیز ( قدیمی بودن رنگ صدای نی ) سنالیته عباس کاظمی باعث شد که صاحب این روایت گوشه نشینی اختیار کند و در سایه بنشیند . استاد یاوری شاگرد مهدی نوایی بود که از نایب اسدالله تعلیم گرفته بود . خصوصیت ردیف هایی که کاظمی - از سلسله یاد شده - روایت می کرد دارای گوشه های زیادی از موسیقی موسوم به مقامی - محلی است ( که به خاطر شخصی و منطقه ای عمل کردن استادان ردیف دان و سیستم جمع آوری این ردیف و گوشه ها از استادان مختلف در محل های متفاوت بوده است. هم اکنون در مجموعه موسیقی نواحی ایران که با تلاش انجمن موسیقی در بازار وجود دارد می توان به شباهت گوشه های ردیف های این مکتب با موسیقی های مقامی پی برد ) .

اگر چه شرایط ، کاظمی را به حاشیه خودش راند اما این به آن معنی نیست که منکر نکته دانی وی شویم ، دانستگی و آگاهی او در موسیقی بسیار گسترده بود و ایشان مطالب زیادی در این خصوص می دانست. گفتنی آن که استاد محمدرضا شجریان طی زمان برگزاری کنسرتش در اصفهان خدمت کاظمی می رسد ( به حسب روایتی که به ما رسیده ) ، کاظمی می گوید شما می خوانی یا من بخوانم ، که شجریان به استاد واگذار می کند و پس از آن که کاظمی اجرایش را به اتمام می رساند ، شجریان ( نقل به مفهوم ) اظهار می دارد : حق مطلب را ادا کردید ، کاش شما را خیلی زود تر از این ها می دیدم .
آواز : گوشه ساقی نامه با صدای استاد عباس کاظمی
آواز : گوشه مثنوی افشاری با صدای استاد عباس کاظمی
نی : آواز دشتی با نوازندگی استاد عباس کاظمی
اگر چه سکته نیز به مهجور ماندن کاظمی کمک شایانی ! کرد اما اگر کسی هم سراغی از او می گرفت ، نام آشنایان موسیقی خطه اصفهان یا می گفتند : چنین اسمی در موسیقی ما نیست یا از مرگ ! او می گفتند یا اصلا آدرسی به کسی نمی دادند . کاظمی رنج شکوفایی اش را برچید و با همه خاطرات خود و همه فصل هایش به خواب ابد فرو رفت . این اواخر مضیقه مالی اش آنچنان بود که حتی آب منزلش را قطع کرده بودند .
حالا اصفهان از طنین کاشی های آبی اش چقدر پر است ؟!
منیع : روزنامه جام جم
