معرفی اساتید مکتب اصفهان - قسمت دوم
در این آدینه تابستانی ، می خواهم کسی را به شما معرفی کنم که شاید از هر ۱۰۰۰ نفر علاقمند به موسیقی ایرانی ، ده نفر هم نام او را نشنیده باشند. امروز می خواهم درباره کسی بنویسم ، که به راستی درویش واقعی مولا علی (ع) بود و تنها چیزی که وجود او را در بر می گرفت ، عشق و مودت مهربانی بود.

محمدرضا شجریان در خانه استاد عباس کاظمی در محله های قدیمی اصفهان - سال ۷۲
اگر نوشته های قبلی من را درباره اساتید مکتب اصفهان خوانده باشید ، خواهید دید که بعد از : ۱- نایب اسدالله ۲- استاد مهدی نوایی ( و استاد حسن کسایی : که ایشان بعدها خدمت استاد صبا رفتند و ادامه کار ایشان با استاد ابوالحسن صبا بود ) ۳- استاد حسین یاوری در اساتید نی ، نام استاد عباس کاظمی در ردیف چهارم دیده می شود. همچنین بعد از : ۱- سید رحیم اصفهانی ۲- میرزا علی قاری ، در ردیف سوم اساتید آواز نیز نام استاد عباس کاظمی به چشم می خورد.
آری ، استاد عباس کاظمی ، شاعر و استاد و بزرگ مرد آواز و نی ایران در قرن معاصر بوده است . فردی که بی شک ، اگر شرایط زمانه و رنج های زندگی به او امان می داد ، شاید بسیاری از شما او را به عنوان نماد آواز و موسیقی ایرانی می شناختید. اما تاریخ و آیندگان همیشه در خلاف زمان حرکت می کنند و در میان روزها و سال های سپری شده ، کسانی را پیدا می کنند ، که اگرچه از آنها در زمان حیات خویش نامی برده نشده است ولی نسل های بعد ، حاصل تلاش و رنج آنان را فراموش نخواهد کرد ...
ای مرغ سحر ! عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد و آواز نیامد !
این مدعیان در طلبش بی خبران اند کان را که خبر شد ، خبری باز نیامد
کسی که عشق را با تمام وجود درک می کند ، خاموش می شود .
شرح حال استاد عباس کاظمی از زبان خود
در سال ۱۳۱۴ وقتی پنج ساله بودم پدرم "صادق" فوت کرد. ما در دهکده ای به نام "کبوتر آباد" در " برآن " واقع در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی اصفهان سکونت داشتیم. از آنجا به اتفاق خانواده به اصفهان آمدیم و من به شغل نانوایی مشغول شدم. تحصیل را از بچه های توی کوچه، از بزرگتر ها و از هرکس که امکان داشت، یاد گرفتم و آموختم. در آن زمان استاد "بصیر" در همسایگی ما بود. خدمت ایشان علم بدیع ، عروض و قافیه را یاد گرفتم و به شعر و شاعری روی آوردم، مدارج تحصیلی را تا سطح فوق دیپلم ادبیات قدیم ادامه دادم و به محافل ادبی راه پیدا کردم و چون لحن خوشی داشتم به تشویق استاد "متین" استاد شعر و ادب به نزد استاد "حسین یاوری" استاد نی و آواز آن زمان و استاد "میرزا علی قاری" یکی از بهترین شاگردان " سید رحیم اصفهانی " اولین استاد مکتب آوازی اصفهان رفتم. تا اینکه بعد از گذراندن رنج ها و سختی های زیاد ، سال ۱۳۴۱ در شعر و موسیقی به توانایی رسیدم. در این سال به خراسان سفر کردم و به محفل استاد "فرخ" راه یافتم و با شعرای نامی مشهد از جمله آقایان قدسی ، کمال ، قهرمان ، صحیح ، دکتر یوسفی ،بینش و دکتر رجا آشنا شدم. و در تهران نیز با " رهی معیری " و " امیری فیروزکوهی " و ذکایی بیضایی آشنا و دوست شدم .

استاد عباس کاظمی - شاعر و بزرگ مرد آواز و نی ایرانی در قرن معاصر
از سال ۶۲ به بعد ، در اثر سکته قلبی توان جسمی خود را تقریبا از دست دادم سپس به توصیه مرحوم استاد متین کلاس خصوصی در منزل تشکیل دادم و شاگردان خوبی تربیت کردم که از جمله در رشته آواز آقایان : ۱- هاشمی ۲-حسین سرکوب ۳- رسائیان و ... و در رشته نی : ۱- آقای نعمت اللهی ۲- سرهنگ فراهانی و ۳- پسرم محمد صادق کاظمی که از سرآمدان رشته خود هستند. هدف از تدریس ، تنها حفظ و بقای مکتب اصفهان بوده تا از این میراث فرهنگی حراست شود. با تلاش و با طی کردن مراتبی ، سعی کردم مکتب سید رحیم اصفهانی را که همان مکتب آوازی اصفهان است بیاموزم. اکنون مجموعه ای به تعداد ۴۱۲ ( چهارصد و دوازده ) گوشه و نغمه همراه با شعر مخصوص آنها جمع آوری کرده ام.
کتابی از اشعار من در دست چاپ است که از سوز درون من و اجتماع من است. نوارهای ردیف من ۱۹ نوار شده که ۱ نوار شامل نغمه ها ، ۶ نوار مرکب خوانی ، ۱۲ نوار هم مقام است. ( نوار های اشاره شده قبل از فوت استاد نزد شخصی به نام آقای قاسمی که دوست استاد کاظمی بودند ، به امانت سپرده شده است تا منتشر شود و در اختیار علاقمندان قرار گیرد ولی متاسفانه آقای قاسمی قبل از استاد فوت کردند و نوارها و جای آنها مشخص نیست . ولی ... سایر نوارهای آموزشی و درسی استاد کاظمی از جمله ردیف های آموزشی و مجلسی و درس های دور عالی در اختیار هنرجویان مورد اعتماد ایشان موجود است . )
آن که پیوند من و نخل وفا محکم از اوست پیر عشق است که گلگشت صفا خرم از اوست
افتخار من درویش نه تنها به علی است از ازل تا به ابد فخر بنی آدم از اوست
شعر از استاد عباس کاظمی
بقیه مطالب را درباره استاد عباس کاظمی ، در پست های بعدی ارسال خواهم کرد ...
نحوه آشنایی و دیدار آقای شجریان با استاد عباس کاظمی
درباره عکس های موجود اول این توضیح را بدهم که اگر کیفیت عکس ها بالا نیست ، علت قدیمی بودن دوربین ( عکس در سال ۷۲ انداخته شده است ) و چاپ عکس می باشد .

در این عکس آقای شجریان بعد از گوش دادن به مرکب خوانی استاد کاظمی و درک هنر و دانش والای ایشان متاثر شدند و گریستند.
( اطلاعی از نام و نشان فرد نشسته در سمت چپ تصویر ندارم )
در آن سال وقتی آقای شجریان همراه با گروه خود برای اجرای کنسرت به اصفهان می آید ، در یک شب قبل از برگزاری کنسرت در هتل کوثر اصفهان ، مشکلی برای اعضای گروه آقای شجریان به وجود می آید که ممکن بود منجر به لغو کنسرت شود و ...
پس از مشکل به وجود آمده در گروه و احتمال لغو کنسرت ، آقای شجریان به فکر چاره می افتد. از آنجایی که خبرهای مربوط به هنرمندان اول به گوش خودشان می رسد ، در روز برگزاری کنسرت آقای نعمت اللهی ، شاگرد استاد عباس کاظمی در نی ، نزد آقای شجریان رفته و به ایشان اطمینان خاطر می دهد که برنامه به هم نخورد و خود قادر است به تنهایی و با یک نی ، برنامه را همراه با ایشون اجرا کرده و به پایان برساند ... پس از اجرای بسیار قوی آقای نعمت اللهی و پایان کنسرت ، آقای شجریان از ایشون درباره نام استادشون سوال می کنند و آقای نعمت اللهی ، نام و خانه استاد عباس کاظمی را به آقای شجریان معرفی می کنند...
بدین ترتیب آقای شجریان به خانه درویشی استاد عباس کاظمی در کوچه پس کوچه های قدیمی و خاک خورده اصفهان می رود و در آنجا ... پس از شنیدن صدای استاد و پس از تقریبا یک ساعت مرکب خوانی استاد عباس کاظمی و پی بردن به دانش والای استاد کاظمی و شیوایی و رسایی صدای ایشون ، متاثر می شوند و می گریند و می گویند ( نقل قول از خود آقای شجریان ) : " کار شما حاصل زحمت و دسترنج ۵۰ سال کار مداوم در آواز و موسیقی است که از عهده من خارج است ...به راستی که حق مطلب را ادا کردید و کاش من شما را خیلی زودتر از این ها می دیدم . " مقاله روزنامه جام جم درباره استاد کاظمی
بعد از این دیدار آقای شجریان نوار دستگاه شور را از استاد دریافت کرد و خود استاد کاظمی نوار را در اختیار ایشان قرار داد ( که البته در یک ملاقات دوباره بعد از این جریان ، آقای شجریان نزد استاد آمده و نوار دیگری دریافت کردند ) که تفاوت و زیبایی این آثار متعلق به دستگاه شور در کارهای آقای شجریان دیده می شود .
اگرچه سکته نیز به مهجور ماندن کاظمی کمک شایانی ! کرد ، اما اگر کسی هم سراغی از او می گرفت ، نام آشنایان موسیقی خطه اصفهان یا می گفتند چنین اسمی در موسیقی ما نیست یا از مرگ ! او سخن می گفتند یا اصلا آدرسی به کسی نمی دادند. کاظمی رنج شکوفایی اش را برچید و با همه خاطرات خود و همه فصل هایش به خواب ابد فرو رفت. این اواخر مضیقه مالی اش آنچنان بود که حتی آب منزلش را قطع کرده بودند ...
حالا اصفهان از طنین کاشی های آبی اش چقدر پر است ؟! ....
خدایا ،آنان که همه چیز دارند ،مگر تو را ، به سخره می گیرند،
آنان را ،که هیچ چیزندارند ،مگرتو را !
